شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی به پیشِ تو خواهم نشست روی به رویتَطاوُلِ سَرِ زُلْفَت بِگُفْت موی به موی
۲
به بویِ زُلْفِ تو، آشفته‌حال می‌گردمبه‌سانِ بادِ صبا در رهِ تو، کوی به کوی
۳
به‌سویِ صومعه گاهی، گَهی به‌سویِ کِنِشْتهمی رَوَم به طَلَب در پیِ تو، سوی به سوی
۴
نِشانِ سَروِ تو از جویبار می‌جُویمچو آب از این سَبَبَم، سَر نَهاده جوی به جوی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth