خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مباد دیده روشن چو در نظر تو نباشیبصر مباد کسی را که در بصر تو نباشی
۲
مباد پسته و شکر چو از دهان و لب خویشدرون مجلس دل پسته و شکر تو نباشی
۳
مرا به مجلس مستان شراب ناب نبایداگر ز چشم و ز لب نقل ماحضر تو نباشی
۴
کجا علاج پذیرد جراحت دل ریشمشفای سینه ی مجروح من اگر تو نباشی
صفحهٔ ۱ از ۲