خلوتی با ابن حسام خوسفی
غزل شمارهٔ ۱۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشا آن دل که جانانش تو باشیخنک باغی که ریحانش تو باشی
۲
به رشک آید قد طوبی در آن باغکه سرو ناز پستانش تو باشی
۳
علاج درد بی درمان نجویددوا جوئی که درمانش تو باشی
۴
خبر ها می دهد هدهد دگر بارسبا را تا سلیمانش تو باشی
صفحهٔ ۱ از ۲