شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن حسام خوسفی

غزل شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب وداع و غم هجر و درد تنهاییدل شکسته و محزون کجا شکیبایی
۲
سواد دیده ی من روشنی ز روی تو یافتمرو مرو که ز چشمم برفت بینایی
۳
چنان که عمر گرامی به کس نمی ماندتو نیز عمر عزیزی از آن نمی پایی
۴
حدیث قد تو نسبت به سرو ناید راستو گر به سرو کنم نسبتش تو بالایی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth