شعر را زندگی کن
خلوتی با وطواط

شمارهٔ ۱۸۸ - لغز تیغ در مدح اتسز گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیکری روشن چو جان ، لیکن بلای جان شدهزاده از کان و پر از گوهر بسان کان شده
۲
مملکت را همچو جان بایسته قالب را ولیکصد هزاران قالب از تأثیر او بی جان شده
۳
مشرب لذات جباران ازو تیره شدهخانهٔ اعمار غمازان ازو ویران شده
۴
باس او هنگام ضربت در مضا و اقتداربا قضا و با قدر هم عهد و هم پیمان شده
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth