شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۰۰ - تمثیل

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سگکی می شد استخوان به دهانکرده ره بر کنار آب روان
۲
بس که آن آب صاف و روشن بودعکس آن استخوان در آب نمود
۳
برد بیچاره سگ گمان که مگرهست در آب استخوان دگر
۴
لب چو بگشاد سوی آن به شتاباستخوانش از دهان فتاد در آب
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth