خلوتی با جامی
بخش ۱۰۱ - قصه کلنگی که او را چون باز شکار کردن کبوتر هوس کرد و به واسطه این هوس از گرفتن کرم های آبی باز ماند و به شکار کبوتر نرسید بلکه خود شکاری دیگری شد
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گازری در در نواحی بغدادبود در کار گازری استاد
۲
بر لب دجله گازری کردیروزی خود ز گازری خوردی
۳
بر لب آب دایما می دیدکه کلنگی بزرگ می گردید
۴
کرمکی چون ز آب بنمودینول کردی دراز و بربودی
صفحهٔ ۱ از ۸