شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۰۳ - قصه غوری و حج رفتن او به یک تگ و بازگشتن او از منزل اول

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به تمنای سیر و نیت گشتواعظی بر حدود غور گذشت
۲
بامدادان به مسجدی برخاستبهر حضار مجلسی آراست
۳
صفت کعبه و فضیلت حجبه براهین بیان نمود و حجج
۴
نکته‌ها گفت جمله عشق آمیزبیتها خواند جمله شوق انگیز
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth