شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

بخش ۱۰۵ - تتمه قصه غوری

دفتر اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرد غوری گرسنه و تشنهرمقی در تن از حیاتش نه
۲
لنگ لنگان به خانه روی نهادهر که پرسید ازو جوابش داد
۳
که زدم گام تا توانستمبازگشتم همینکه دانستم
۴
که به کعبه نمی رسم امروزتا به کعبه بسی رهست هنوز
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth