خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترا گهی که نظر بر من خراب افتددلم ز بسکه تپد در من اضطراب افتد
۲
دلم بیاد لبت هر زمان شود بیخودعلی الخصوص زمانی که در شراب افتد
۳
تو چون شراب خوری با رقیب خنده زنانز خنده تو نمک در دل کباب افتد
۴
ز بهر جلوه چو خورشید من رود بر بامبخانها همه از روزن آفتاب افتد
صفحهٔ ۱ از ۲