شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب حیات حسنت گل برگ تر نداردطعم دهان تنگت تنگ شکر ندارد
۲
ای دیده، تیز منگر در روی نازک اوکز غایت لطافت تاب نظر ندارد
۳
در هر گذر که باشی، نتوان گذشتن از توآری، چو جانی و کس از جان گذر ندارد
۴
سگ را بخون آهو رخصت مده، که مسکیناز رشک چشم مستت خون در جگر ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth