خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روز عمرم چند، یارب! چون شب غم بگذرد؟عمر من کم باد، تا روز چنین کم بگذرد
۲
دولت وصلت گذشت و محنت هجران رسیدآن گذشت، امید می دارم که این هم بگذرد
۳
نگذرد، گر سالها باشم براهش منتظرور دمی غایب شوم، آید همان دم بگذرد
۴
چون ز درد هجر گریان بر سر راهش رومگریه من بیند و خندان و خرم بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲