خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من عاشق و دیوانه و مستم، چه توان کرد؟می خواره و معشوق پرستم، چه توان کرد؟
۲
گر ساغر سی روزه کشیدم، چه توان گفت؟ور توبه چل ساله شکستم، چه توان کرد؟
۳
گویند که: رندی و خراباتی و بد نامآری، بخدا، این همه هستم، چه توان کرد؟
۴
من رسته ام از قید خرد، هیچ مگوییدور زانکه ازین قید نرستم، چه توان کرد؟
صفحهٔ ۱ از ۲