خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باغ عیش من بجای گل همه خار آوردآری، این نخلی که من دارم، همین بار آورد
۲
کوه از سیل سرشکم در صدا آید، بلیگریه من سنگ را در ناله زار آورد
۳
عالمی در گریه است از ناله جانسوز مننوحه ای کز درد خیزد گریه بسیار آورد
۴
گر دل آزرده را جز داغ او مرهم نهمبر دل آن مرهم شود داغی که آزار آورد
صفحهٔ ۱ از ۲