شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه و صد آه! که آن مه ز سفر دیر آمدشمع خورشید جمالش بنظر دیر آمد
۲
گفت: سوی تو بقاصد بفرستم خبریوه! که قاصد نفرستاد و خبر دیر آمد
۳
تو مدد گار شو، ای خضر، که آن آب حیاتسوی این سوخته تشنه جگر دیر آمد
۴
نوبهار چمن عیش بدل شد بخزانزانکه آن شاخ گل تازه و تر دیر آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth