خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگسلد رشته جان من از آن سرو بلنداین چه نخلیست که دارد برگ جان پیوند؟
۲
آه! از آن چشم، که چون سوی من افگند نگاهچاکها در دلم از خنجر مژگان افگند
۳
گر دهم جان بوفایش نپسندد هرگزآه! از آن شوخ جفا پیشه دشوار پسند!
۴
گر نگیرد ز سر لطف و کرم دست مرادست کوتاه من و دامن آن سرو بلند
صفحهٔ ۱ از ۲