شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لعل جان‌بخشت، که یاد از آب حیوان می‌دهدزنده را جان می‌ستاند، مرده را جان می‌دهد
۲
دور بادا چشم بد، کامروز در میدان حسنشهسوار من سمند ناز جولان می‌دهد
۳
یارب! اندر ساغر دوران شراب وصل نیستیا به دور ما همه خوناب هجران می‌دهد؟
۴
دل مگر پا بسته زلف تو شد کز حال اوباد می‌آید، خبرهای پریشان می‌دهد؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth