خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وه! چه شورانگیزی، این شیرین پسر؟هم نمک می ریزد از تو، هم شکر
۲
خاک پایت، چون مرا فرق سرستمن چرا بر دارم از پای تو سر؟
۳
خاک گشتم، لاله از خاکم دمیدهم چنان داغ تو دارم بر جگر
۴
بی خبر بودن ز عالم، آگهیستزاهد افسرده کی دارد خبر؟
صفحهٔ ۱ از ۱