خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۱۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زاهد، بکنج صومعه می نوش و مست باشیعنی که دوزخی شدی، آتش پرست باش
۲
ای سرو، اعتدال قدش نیست چون تراخواهی بلند جلوه نما، خواه پست باش
۳
در خون نشسته ایم، بخون ریز بر مخیزبنشین دمی و همدم اهل نشست باش
۴
ای دل، سری ز عالم آزادگی برآریعنی بقید عشق کسی پای بست باش
صفحهٔ ۱ از ۲