شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۱۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دردمندم، گر مرا درمان نباشد، گو: مباشدردمندان ترا گر جان نباشد، گو: مباش
۲
گر غریبی بر سر کویت بمیرد، گو: بمیرور گدایی بر در سلطان نباشد، گو: مباش
۳
چند روزی با جمالت عشق پنهان باختمبعد ازین این قصه گر پنهان نباشد، گو: مباش
۴
عاشق دیوانه ام، سامان کار از من مجویعاشق دیوانه را سامان نباشد، گو: مباش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth