شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آه! از آن شوخ، که تا سر نشود خاک درشبر سر عاشق بیچاره نیفتد گذرش
۲
ای که از عاشق خود دیر خبر می پرسیزود باشد که بپرسی و نیابی خبرش
۳
آه سرد از دل پر درد کشیدم سحریغافلان نام نهادند: نسیم سحرش
۴
من که رشک آیدم از خال سیه بر لب اوچون پسندم که نشیند مگسی بر شکرش؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth