خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنکه از آب حیات آزرده می گردد تنشکی توان دیدن بروز جنگ غرق آهنش؟
۲
آنکه بر دوشش گرانی می کند جیب قباچون روا دارد کسی بار زره بر گردنش؟
۳
خوش نباشد در قبای آهنین آن سیمتنای خوش آن روزی که بینم در ته پیراهنش!
۴
آن تن پاک از لطافت هست چون آب حیاتغالبا موج همان آبست شکل جوشنش
صفحهٔ ۱ از ۲