خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر گذر افتد، چو باد صبح، بر خاک منشهمچو گرد از خاک برخیزم، بگیرم دامنش
۲
در هوایش گر رود ذرات خاک من بباداز هوا داری در آیم ذره وار از روزنش
۳
آن پریرو را چه لایق کلبه تاریک دل؟مردم چشمست، بنشانم بچشم روشنش
۴
گر شبی لطف تنش بر پیرهن ظاهر شوداز خوشی دیگر نگنجد در قبا پیراهنش
صفحهٔ ۱ از ۲