شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مردم و خود را ز غمهای جهان کردم خلاصعالمی را هم ز فریاد و فغان کردم خلاص
۲
در غم عشق جوانی می شنیدم پند پیرخویشتن را از غم پیر و جوان کردم خلاص
۳
خوش زمانی دست داد از عالم مستی مراکز دو عالم خویش را در یک زمان کردم خلاص
۴
بر سر بازار رمزی گفتم از سودای عشقمردمان را از غم سود و زیان کردم خلاص
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth