شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشقان را نه گل و باغ و بهارست غرضهمه سهلست، همین صحبت یارست غرض
۲
غرض آنست که: فارغ شوم از کار جهانور نه از گوشه میخانه چه کارست غرض؟
۳
جان من، بی جهت این تندی و بدخویی چیست؟گر نه آزار دل عاشق زارست غرض
۴
آفت دیده مردم ز غبارست ولیدیده را از سر کوی تو غبارست غرض
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth