شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما که از سوز تو در گریه زاریم چو شمعخبر از سوختن خویش نداریم چو شمع
۲
پیش تیغ تو سر از تن بگذاریم ولیشعله شوق تو از سر نگذاریم چو شمع
۳
تاب هنگامه اغیار نداریم، که ماکشته و سوخته خلوت یاریم چو شمع
۴
هست چون آتش ما بر همه عالم روشنسوز خود را بزبان بهر چه آریم چو شمع؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth