خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مهوشان در نظر کج نظرانند، دریغ!انجم انجمن بی بصرانند، دریغ!
۲
از گرفتاری احباب ندارند خبرخوبرویان جهان بیخبرانند، دریغ!
۳
گلعذاران، که نمودند رخ از پرده نازچون صبا هم نفس پرده درانند، دریغ!
۴
چشم ما پر در و لعلست، ولی سیمبرانچشم بر لعل و در بد گهرانند، دریغ!
صفحهٔ ۱ از ۲