خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوبان، اگر چه هر طرفی می کشند صفتو در میان جان منی، جمله بر طرف
۲
حالا بپای بوس خیالت مشرفمگر دولت وصال تو یابم، زهی شرف!
۳
دور از تو نوبهار جوانی بباد رفتعمر چنان عزیز چرا شد چنین تلف؟
۴
چشمت مرا نشانه پیکان غمزه ساختوه! چون کنم؟ که تیر بلا را شدم هدف
صفحهٔ ۱ از ۲