شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۳۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیدست، برون آی، که حیران تو گردمقربان خودم ساز، که قربان تو گردم
۲
خاکم برهت، جلوه کنان، رخش برانگیزتا خیزم و گرد سر میدان تو گردم
۳
جمعیت آسوده دلان از دل جمعستجمعیت من آن که، پریشان تو گردم
۴
زین گونه که از شادی وصلت خبری نیستمشکل که خلاص از غم هجران تو گردم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth