شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خواهم که: بزیر قدمت زار بمیرمهر چند کنی زنده، دگر بار بمیرم
۲
دانم که: چرا خون مرا زود نریزیخواهی که بجان کندن بسیار بمیرم
۳
من طاقت نادیدن روی تو ندارممپسند که در حسرت دیدار بمیرم
۴
خورشید حیاتم بلب بام رسیدستآن به که در آن سایه دیوار بمیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth