شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرمکه زنده گردم و بار دگر برای تو میرم
۲
نهادم از سر خود یک بیک هوی و هوس راهمین بود هوس من که: در هوای تو میرم
۳
دل از جفای تو خون شد، روا مدار که عمریدم از وفا زنم و آخر از جفای تو میرم
۴
تویی که: جان جهانی فزاید از لب لعلتمنم که هر نفس از لعل جانفزای تو میرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth