شعر را زندگی کن
خلوتی با هلالی جغتایی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا چه زهره که گویم: غلام روی تو باشم؟سگ غلام غلام سگان کوی تو باشم
۲
اگر به سوی تو گاهی کنم ز دور نگاهیهنوز بر حذر از نازکی خوی تو باشم
۳
چو سر عشق تو گفتن میان خلق نشایدبه گوشه‌ای بنشینم، به گفتگوی تو باشم
۴
زهی خجسته زمانی! که بعد مرگ رقیباننشسته، با دل آسوده، روبروی تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth