خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفت یار: از ما بکن قطع نظر، گفتم: به چشم!گفت: قطعا هم مبین سوی دگر، گفتم: به چشم!
۲
گفت یار: از غیر ما پوشان نظر، گفتم: به چشم!وانگهی دزدیده در ما مینگر، گفتم: به چشم!
۳
گفت: با ما دوستی میکن به دل، گفتم: به جان!گفت: راه عشق ما میرو به سر، گفتم: به چشم!
۴
گفت: با چشمت بگو تا در میان مردمانسوی ما هردم نیندازد نظر، گفتم: به چشم!
صفحهٔ ۱ از ۳