خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از رشک سوختم، برقیبان سخن مکنگر می کنی، برای خدا، پیش من مکن
۲
در آرزوی یک سخنم جان بلب رسیدجانا، ترا که گفت که: با ما سخن مکن؟
۳
هر جا که شمع جمع شدی سوختم ز رشکبهر خدا، که روی بهر انجمن مکن
۴
عاشق منم، حکایت فرهاد تا بکی؟جان کندنم ببین، سخن کوهکن مکن
صفحهٔ ۱ از ۲