خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۰۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
برخیز و بسر وقت اسیران گذری کنچشمی بگشا، سوی غریبان نظری کن
۲
ای گریه، بیا، در غم هجرش مددی کنوی ناله، برو، در دل سختش اثری کن
۳
چون آینه هر لحظه بهر کس منما رویزنهار! که از آه دل ما حذری کن
۴
خون شد جگر خلق، بدلها مزن آتشاندیشه ز دود دل خونین جگری کن
صفحهٔ ۱ از ۲