خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نظاره کن در آینه خود را، حبیب مناما بشرط آنکه نگردی رقیب من
۲
من از وطن جدا و دل من ز من جداآگاه نیست یار ز حال غریب من
۳
زین سان که درد عشق توام ساخت ناتوانمشکل زیم، اگر تو نباشی طبیب من
۴
تا کی خورم غم و پی تسکین درد خویشگویم بخود که: در ازل این شد نصیب من؟
صفحهٔ ۱ از ۲