خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۳۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز دوری تا به کی، ما را چنین مهجور میداری؟وگر نزدیک میآیم تو خود را دور میداری
۲
طبیب من تویی، اما مرا بیمار میخواهیدوای من تویی، اما مرا رنجور میداری
۳
به نور خود شبی روشن نکردی مجلس ما راچراغ آشنایی را چرا بینور میداری؟
۴
مگر کیفیت رنج خمار، ای جان، نمیدانیکه ما را بیشراب لعل خود مخمور میداری؟
صفحهٔ ۱ از ۲