خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار دور از صحبت اغیار بودی کاشکی!گه گهی با عاشق خود یار بودی کاشکی!
۲
چون توان گفتن که: جورت کاش! بودی اندکی؟اندکی بود این قدر، بسیار بودی کاشکی!
۳
ذره را فی الجمله قدری هست پیش آفتابقدر من پیشت همان مقدار بودی کاشکی!
۴
هر گل از روی تو یادم داد و آتش زد بدلاین همه گلها که دیدم خار بودی کاشکی!
صفحهٔ ۱ از ۲