خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با تو از اول نبودی آشنایی کاشکی!یا نبودی آخر این داغ جدایی کاشکی!
۲
دور از آن این شوکت شاهی چه کار آید مرا؟دست دادی بر سر کویت گدایی کاشکی!
۳
حالیا، زین بخت بی سامان برآشفتن چه سود؟هم از اول کردمی بخت آزمایی کاشکی!
۴
میروم، گفتی، رقیبا، چند روزی از درشوه! چه نیکو میروی! هرگز نیایی کاشکی!
صفحهٔ ۱ از ۲