خلوتی با هلالی جغتایی
شمارهٔ ۴۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که در عاشقکشی هر لحظه صد خون میکنیآه! اگر عاشق نماند بعد ازین چون میکنی؟
۲
گرچه دایم بر اسیران جور میکردی ولیپیش ازین هرگز نکردی آنچه اکنون میکنی
۳
وعده فرمودی که: سویت بگذرم، تا خیر چیست؟کار خیرست این، چرا نیت دگرگون میکنی؟
۴
مینمایی عارض چون آفتاب از روی مهرمهر دیگر بر سر مهر من افزون میکنی
صفحهٔ ۱ از ۲