خلوتی با ازرقی هروی
شمارهٔ ۶۲
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو کوس عید ز درگه بکوفتند پگاهپگاه رفت بعید آن نگار زی درگاه
۲
بشاخ سوسن آزاد برفگنده قباببرگ سنبل خوشبوی بر نهاده کلاه
۳
بهر زمین که بر افگنده سایۀ رخ و زلفگل سپید بر و توده گشت و مشک سیاه
۴
ز روی و قدش بر سرو ماه پیدا شدبجوشن اندر سرو و بمغفر اندر ماه
صفحهٔ ۱ از ۱۱