شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۱۲۷

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماه را ماند که اندر صدرهٔ دیبا بودماه کاندر صُدرهٔ دیبا بود زیبا بود
۲
عاشقان را دل به‌دام عنبرین کردست صیدصید دل باید چو دام از عنبر سارا بود
۳
عنبر سارای او باشد نقاب لاله برگتا که مرجانش حجاب لؤلؤ لالا بود
۴
هست دریای ملاحت روی او از بهر آنکعنبر و مرجان و لولو هر سه در دریا بود
صفحهٔ ۱ از ۱۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth