خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۲۹
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلم عاشق آن لعل شکربار بوددیدهٔ من صدف لؤلؤ شهوار بود
۲
صدف لؤلؤ شهوار بود دیدهٔ آنکدل او عاشق آن لعل شکر بار بود
۳
نَخَلد ناوک آن نرگس خونخوار دلمتا سلیح دلم آن زلف زرهدار بود
۴
اگر آن زلف زرهدار سلاحش نبودخستهٔ ناوک آن نرگس خونخوار بود
صفحهٔ ۱ از ۱۴