خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۳۱
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا جهان باشد خداوندش ملک سلطان بودوز ملک سلطان جهان چون روضهٔ رضوان بود
۲
تاکه از یزدان بود پیروزی هر دولتیهم دلیلش دولت و هم ناصرش یزدان بود
۳
تا قضا و بخت باشد با بقا و عمر اوهم قضا در بیعت و هم بخت در پیمان بود
۴
با بقای او همه تیمارها شادی بودبا لقای او همه دشوارها آسان بود
صفحهٔ ۱ از ۸