خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۱۵۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا ز یاقوت و زبرجد گیتی است و سیم و زرباغ گویی زرگرست و کوه گویی سیمگر
۲
کوه گویی سر همی پنهان کند در زیر سیمباغ گویی تن همی پنهان کند در زیر زر
۳
باغ را چون بنگری گویی که زرین است تنکوه را چون بنگری گویی که سیمین است سر
۴
از بخار آب ابر تیره بینی بر هواوز سرشک ابر آب بسته بینی بر شَمَر
صفحهٔ ۱ از ۱۱