شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۰۶

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون عقیق آبدارست وکمند تابدارآن لب جان پرور و زلف جهان آشوب یار
۲
آب دارم در دو چشم و تاب دارم در جگرزان عقیق آبدار و زان‌کمند تابدار
۳
زلف او گرد رخش پروانه‌وارست ای‌عجباین دل من هست در سودای او دیوانه‌وار
۴
نیست یک ساعت قرار این هر دو را بر جای خویشکی بود پروانه و دیوانه را هرگز قرار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth