خلوتی با امیر معزی
شمارهٔ ۲۲۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر جهانداری که باشد رای او سوی شکاردوربین و نیکدان باشد چو پیش آیدشکار
۲
هم توان گفتن مر او را در جهانداری دلیرهم توان خواندن مر او را در شهنشاهی سوار
۳
هم طرب کردن شناسد هم مصاف آراستنهم به رزم اندر شجاعت هم به بزم اندر وقار
۴
هم تواند خویشتن را داشت از دشمن نگاههم تواند داشت دشمن را نگه در کارزار
صفحهٔ ۱ از ۸