شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۲۹

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جوان دولت جهاندار ای همایون شهریارای به شاهی از ملک سلطان جهان را یادگار
۲
دور گردون از تو فَرُّخ‌تر نیارد پادشاهچشم‌گیتی از تو عادل‌تر نبیند شهریار
۳
رکن دین و رکن دنیا زان قبل داری لقبکز تو شد هم رکن دین هم رکن دنیا استوار
۴
ارسلان سلطانتْ جدست و ملک سلطانْ پدرهر دو سلطان را به سلطانی تویی فخر تبار
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth