شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۳۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن زلف مشکبار بر آن روی چون نگارگر کوته است کوتهی از وی عجب مدار
۲
شب در بهار میل‌ کند سوی‌کو تهیآن ‌زلف چون شب‌ است بر آن روی چون بهار
۳
در زیر آن دو سنبل مشکین نهفته بودآن عارضین همچو سمن‌زار و لاله‌زار
۴
لختی از آن دو سنبل مشکین بکاستندتا گشت لاله‌زار و سمن‌زارش آشکار
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth