شعر را زندگی کن
خلوتی با امیر معزی

شمارهٔ ۲۳۳

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هست شکر بار یاقوت تو ای عیار یارنیست‌کس را نزد آن یاقوت شکر بار بار
۲
سال سرتاسر چو گلزارست خرم عارضتچون دل من صد دل اندر عشق آن‌گلزار زار
۳
نیمهٔ دینار را ماند دهان تنگ تودر دل تنگم فکند آن نیمهٔ دینار نار
۴
ای بت شیرین لبان تا چند از این ‌گفتار تلخروز من چون شب مدار از تلخی‌گفتار تار
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth